از غمت ای نازنین..
از غمت از نازنین، عزم سفر میکنم
قبله ی خود بعد از این، سوی دگر میکنم
میروم و میبرم، داغ جفایت به خویش
هجرو وصال ترا، خاک به سر میکنم
نا نخورد دیگری، باز فریب ترا
در همه جا از غمت، غلغله سر میکنم
قصه ی جور ترا، ای بت نا آشنا
با دل پر غصه و دیدۀ تر میکنم
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 16:0 توسط احمد شکیب «نستوه»
|